آقای عطا محمد نور والی بلخ از فرماندهان مهم جهادی آن ولایت در دوران جهاد بود که آن زمان تحت رهبری جمعیت اسلامی افغانستان مبارزه نمود. کارنامهء وی بعنوان یک فرمانده جهادی مورد احترام است. نامبرده اکنون بعنوان والی قدرتمند ولایت بلخ مصدر امر ونهی است ولی با وجود قدرتی که دارد نگران است که مبادا این کرسی را از دست بدهد. او می داند که اگر از مقام ولایت بلخ کنار نهاده شود، حتی اگر کرسی وزارت را هم به وی بدهند، برو وبیا و مخصوصا درآمدی را که امروز از برکت ولایت دارد هرگز نخواهد داشت. او امروز شرکت های ساختمانی و لوژستیکی به نامهای مختلف در مزارشریف دارد که همهء قراردادها را همین شرکت ها بدست می آورند و هرماه ملیونها دالر عاید خالص به حساب جناب والی سرازیر می شود.
از طرفی او می داند که طالبان برای این نمی جنگند تا فردی از آن در شرایط فعلی بعنوان والی این ولایت مقرر گردد، پس طالبان در شرایط فعلی خطری متوجه کرسی ولایت وی نمی سازند.
آقای نور در درگیری با حکومت مرکزی نیز از حمایت خارجی ها برخوردار است. خارجی ها برای مقابله با حکومت مرکزی قدرتمند، از مدتها قبل درصدد برآمده اند تا قدرت های محلی را تقویت نمایند. جناب عطا محمد نور یکی از این ابزار های تضعیف قدرت مرکزیست.
در شرایطی که امروز دست های آشکار و پنهان در صدد است تا افغانها را با هم درگیر کشمکش ساخته و زمینه را برای تجزیهء افغانستان مهیا سازند، لازم است تا آنانی که فکر وحدت جغرافیائی افغانستان را در سر دارند فقط به فکر کرسی و عواید حاصله از آن نباشند بلکه تلاش نمایند تا میان مردم افغانستان بخصوص مجاهدین سابق رشته های اخوت و همبستگی را تقویت نمایند و به دشمن نشان دهند که افغانها هرچند با هم اختلاف و تضاد شخصی داشته باشند، در مسایل ملی همه باهم چون تن واحد اند. کسانی که با موضع گیری های طفلانه بجای تلاش در جهت وحدت و تفاهم، به نفاق و دودستگی دامن می زنند یا گماشتهء دشمنان وحدت ملی در این کشور اند و یا بحدی نادان اند که احساس نمی کنند چه توطئهء عظیمی علیه این کشور در جریان است.
چندی قبل عطا محمد نور در مورد دلایل ناامنی ها در ولایت بلخ گفت که افراد مرتبط با حزب اسلامی در این ولایت به ناامنی ها دامن می زند. او از ولسوالیهای پشتون نشین این ولایت که در گذشته در آن مجاهدین حزب اسلامی علیه اتحادشوروی جهاد کرده اند بعنوان کانون های تجمع مخالفین مسلح تحت رهبری حزب اسلامی نام برد.
این چنین موضعگیری ها از جانب آقای نور و همفکران وی سابقه دارد. قبلا شخص دیگری از جمعیت اسلامی در مقام والی کاپیسا، بر بنیاد عقده های دوران جهاد به نیروهای خارجی گزارش داد که مراکز گروه های مسلح مخالف دولت در ولسوالی تگاب است. خارجی ها با بمباران در ولسوالی تگاب، عده ای زن و طفل و افراد عادی را کشتند. این کار در شرایطی صورت گرفت که وضع در آن ولسوالی کاملا عادی بود. بعد از این جریان بود که مردم دانستند راهی جز دفاع از خویش ندارند و مجبور شدند تا در برابر گروههای مسلح مخالف دولت بی تفاوت شوند.
انگیزهء این گزارش غلط فقط این بود که مجاهدین در این ولسوالی در زمان جهاد علیه اتحادشوری بیشتر وابسته به حزب اسلامی بودند اما افراد عقده مند حتی در شرایط فعلی که از طرف غرب و غرب زده ها بعنوان تفنگ سالار و ناقض حقوق بشر نام شان در لیست های سازمان حقوق بشر درج است بحدی زیر تاثیر همان عقده های حقارت قرار دارند که امروز را برای گرفتن انتقام از رقبای دیروز مساعد می بینند و به زور خارجی ها زن و طفل آن مردم را می کشند.
خارجی ها هم که عقل شان بیشتر از گزارش دهندگان نیست و نمی دانند که در گذشته چه مشکلی در این گونه مناطق وجود داشته است، با عملیات خود سر و بمباران های کور، نفرت از خود را بیشتر ساختند و نتیجه آن شد که یک منطقهء امن مبدل به کانون خشونت گردید.
سخنان اخیر عطا محمد نور به کسی می ماند که در تاریکی روان است و از ترس آواز می خواند تا ترس خود را پنهان نماید.
یک بخش از حزب اسلامی افغانستان همین اکنون شامل در پروسهء سیاسی است و در انتخابات اخیر پارلمانی هم کاندیدا های خود را داشته است. با وجود همه مشکلات و تلاش های کمسیون انتخابات که تعدادی از کاندیدا های قدرتنمد این گروه را از لیست کاندیدا ها به بهانه های واهی حذف کرد، این حزب تعدادی وکیل در پارلمان آینده خواهد داشت همانگونه که در پارلمان گذشته نیز تعدادی از وکلای این جناح از حزب اسلامی حضور داشتند.
وقتی گروهی راه حل سیاسی برای حل مشکل افغانستان را می پذیرد و با حکومت یکجا می شود، در انتخابات سهم می گیرد، چرا و به کدام دلیل باید آنانرا مجبور ساخت تا دست به اسلحه ببرند و راه خشونت را در پیش گیرند؟
کسانی دست به این کارها می زنند که خود خواهان صلح و امنیت در کشور نیستند. اگر صلح و امنیت در افغانستان برقرار گردد و معیار انتخاب براستی رای مردم باشد، در آن صورت هیچکس این جرئت و توان را نخواهد داشت که بگوید من امر حکومت مرکزی را نمی پذیرم.
اگر در افغانستان صلح برقرار گردد، ضرورتی به حضور نیروهای خارجی در این کشور احساس نخواهد شد و در آن صورت قدرتی وجود نخواهد داشت تا مراکز متعدد قدرت را در کشور بمیان آورد و حمایت کند و به یک والی آنقدر امکانات بدهد که بگوید من تابع اوامر حکومت مرکزی نیستم.
بنابراین به ناامنی و جنگ ضرورت است تا این حالت ادامه یابد و کسانی همچنان با سوء استفاده از مقام و موقف به تجارت های نامشروع ادامه بدهند و ثروت خویش را بیشتر سازند. این دست های سود جو می توانند تا بصورت مصنوعی به ایجاد ناامنی بپردازند تا به این بهانه همچنان بر مسند قدرت باقی بمانند. این گونه عناصر حتی حاضر خواهند بود تا با اهداف شوم خارجی ها از جمله اقدامات به منظور تجزیهء افغانستان همکاری نمایند.
نصیحت به والی بلخ اینست که بیش از این با اهداف شوم دیگران همراه نگردد و نام پاک مجاهد را نگهدارد و تلاش نماید تا بر ترس خویش در مورد از دست دادن کرسی ولایت بلخ غلبه کند. همین ترس موجب شده تا او بکار هائی دست بزند که از مقام یک شخصیت جهادی بسیار بعید است. هیچ کرسی در دنیا ارزش آنرا ندارد که انسان نزد خدا و خلق خدا مسئول باشد.
لراوبر ویب پاڼه لراوبر يو افغان – تازه خبرونه