مردم جنگ زده و ستم کشيدۀ ما از آغاز تجاوز نيروهای امريکائی و ائتلافی بر ميهن عزيز ما، در آنسوی يازده سال، همواره معروض به بمباری های وحشيانه، تلاشی های خودسرانه، شکنجه ها و اهانت های گوناگون تفنگداران خارجی بوده اند. روزی نيست، که هموطنان بينوا و بی صدای ما اعم از کودکان، زنان و موسفيدان يا در اثر عمليات خودسرانه و کورکورانۀ نيروهای اشغالگر، به خاک و خون نه غلتيده و يا به عقايد دينی، رسوم و عنعنات غرور آفرين شان تحقير و توهين صورت نه گيرد. از آه و نالۀ مردم مظلوم و بيچارۀ ما زمين و آسمان به لرزه درآمده؛ لی بر سنگدلان نيروهای متجاوز ائتلافی تا حال کوچکترين اثری از خود بجا نگذاشته است .
بلی، هموطنان گرامی! امروز باز هم شاهديم، که اشغالگران سفاک و خودکامه، نه (۹) تن از خواهران لغمانی ما را به شهادت رسانده؛ و صفحۀ سياه ديگری بر جنايات نابخشودنی خويش افزودند.
جنرالان امريکائی از جمله تورن جنرال کرټيس سکپروټی با وقاحت تمام ادعا داشته، که کشتگان و مجروحان ملکی در افغانستان هنوز هم در مقايسه با بمباری های روزانۀ نيرو های ائتلافی درين کشور، رقم نسبتاً ناچيز بوده است . ازينرو، به زعم او مايۀ انديشه و نگرانی نمی باشد. بيائيد در سطور آتی با نظراندازی مختصر به ارقام تلفات ملکی خويش دريابيم، که تعداد شهيدان و مجروحان ما طی مدت يازده سال تجاوز نيروهای اشغالگر، آن چنانی که اين جنرال بی عاطفۀ امريکائی ادعا می دارد، واقعاً رقم ناچيز و بی ارزش بوده است يا خير؟!
مطابق به گزارش ادارۀ کمک های ملل متحد در افغانستان ( يوناما) و کميسيون حقوق بشر افغانستان صرف در سال ۲۰۱۱ ميلادی، تعداد کشتگان ملکی در مملکت جنگ زدۀ ما، به سه هزار و بيست ويک (۳۰۲۱) تن، در حالی که تعداد مجروحان، به چار هزار و پنج صد و هفت ( ۴۵۰۷) تن بالغ گرديده است . ۱ البته، اين ارقام فقط شامل کسانی است، که در گزارش يوناما و کميسيون حقوق بشر افغانستان درج گرديده اند؛ زيرا کشته ها و مجروحان فراوانی وجود دارند، که در اثر بمباری های نيروهای ائتلافی، حملات مخالفين مسلح ويا ساير حوادث دلخراش ناشی از جنگ ها و درگيری ها، به قتل رسيده يا جراحت برداشته، ولی در گزارش های رسمی اين مؤسسات ثبت نشده اند. روی اين دليل، فقط زمانی قادر به نشاندهی تعداد واقعی قربانيان جنگ ظالمانۀ استعماری و مداخلات خاينانۀ کشور های همسايه و منطقه خواهيم بود، که تلفات ملکی حوادث گوناگون تروريستی آنسوی خط ناميمون ديورند را نيز بر آن بيفزايم؛ چه بر همگان روشن است، که شعله های اين جنگ خونين تحميل شده در محدودۀ افغانستان کنونی محصور نمانده، مناطق پشتون نشين آنسوی خط ديورند، بخصوص مناطق قبايلی را نيز در بر می گيرد. حملات وحشيانۀ طيارات بی پيلوت امريکائی عليه مناطق قبايلی اکنون به عمليات روزانه مبدل شده، که تعداد تلفات و خسارات ملکی در آن پيوسته رو به افزايش بوده است . معذالک، اين تراژيدی هولناک کار يک روز، دو روز، يک سال و دو سال نبوده، از تقريباً يازده سال بدينسو ادامه دارد. بدين ترتيب، ضايعات انسانی و خسارات مادی – معنوی ما درين جنگ ضد انسانی، همانگونه که جنرال کرټيس سکپروټی ا مريکائی ادعا می کند، به هيچ وجه مسألۀ عادی و قابل اغماض نمی باشد.
جلوگيری از وقوع چنين جنايات جنگی و ضد بشری نيروهای اشغالگر استعماری نه تنها در توان و صلاحيت ادارات مزدور و دست نشانده نبوده، بلکه در پاره ای موارد از کنترول مقامات سياسی- نظامی لشکر های متجاوز نيز خارج است؛ چه اين گونه جنايات وحشيانه در واقع معلول تجاوز بر سرزمين های ملل آزاد و مسقل بوده؛ و با تهاجمات استعماری رابطۀ ناگسستنی دارد. به بيان ديگر، تا وقتی که عساکر بيگانه هزاران کيلومتر دور از ممالک بومی شان به جنگ های استعماری و ضد انسانی عليه مردمان ساير کشورها مبادرت می ورزند، ارتکاب چنين جرايم و جنايات نيز امر حتمی و اجتناب ناپذير بشمار می رود .
در همچو شرايط و اوضاع، آيا رژيم مزدور و فاسد کابل می تواند با صدور اعلاميه های ميان تهی و عوامفريبانه در بارۀ محکوميت جنايات نيروهای خارجی عليه مردم مظلوم ما از مشارکت و همدستی در چنين جنايات طفره روند؟! آيا اعلان و تأئيد مقامات دولت مزدور مبنی بر غصب بيش از چار( ۴) ميليون جريب زمين دولتی توسط زورمندان وابسته به رژيم دست نشانده، مسؤوليت قانونی رئيس حکومت، وزراء و مسؤولين ارگانهای عدلی- قضائی را منتفی می سازد؟! همه می دانيم، که مسؤوليت اوليای امور در قبال ارتکاب جرم و جنايت هرگز با صدوراعلاميه ها، تدوير کنفرانس های مطبوعاتی، تشکيل کميسيون های نمايشی و تشريفاتی خاتمه نمی يابد. مسوولين ادارات ذيعلاقۀ دولتی به حکم قوانين و مقررات نافذ در کشور، رسماً وظيفه دارند تا مرتکبين وعاملين همچو جرايم و جنايات نابخشودنی را در اسرع وقت به پنجۀ قانون بسپارند. در غير آن از مکلفيت قانونی خويش شانه خالی نموده، مستوجب اشد مجازات شناخته می شوند.
پس صدوراعلاميه ها، تدوير کنفرانس ها، تشکيل و توظيف کميسيون ها، اشک ريختن های تمساح گونه و انواع ديگر شعبده بازی های سياسی نيز به هيچ وجه نمی تواند مسووليت عظيم ملی و ميهنی اين غاصبان قدرت را منتفی سازد. کرزی، اعضای حکومت و پارلمان، جنرالان اُردو و پوليس رژيم مزدور و ياران ناراض ديروزی شان چون ضياء مسعود، عبدالله عبدالله، يونس قانونی، رشيد دوستم، حاجی محمد محقق، امرالله صالح و گروه های ديگر وطنفروشان و جاسوسان و چپاولگران و جنايت پيشگان را هموطنان ما نيک می شناسند. خورد و کلان می دانند، که مهار اين همه جنايتکاران و جاسوسان و غارتگران و وطنفروشان، به دُم استعمار بسته است؛ همه سوار بر تانک و طيارۀ نيروهای امريکائی و ائتلافی وارد کشور شدند؛ و تا اخير عمر در سايۀ باداران خارجی خويش زندگی خواهند کرد.
روی اين دليل، از بيانات طمطراق آميز، اخطارها و تهديد های زرگری آنان چيزی ساخته نيست . کسانی که خود سال ها نوکر و مزدور و جاسوس بوده اند؛ زندگی ذلتبار شان از طريق وطنفروشی و چاکری و جاسوسی به پيش رفته و می رود، چگونه می توانند دست خونين عساکر خارجی و مداخله گران همسايه و منطقه را از کشتار، شکنجه، آبرو ريزی و بی عفتی مردم ما برای هميشه کوتاه سازند؟! بالعکس، همه درک می کنيم، که جنگ و خون ريزی و فساد و بی نظمی، بهترين فرصت بدست آوردن منافع غير انسانی آنان به شمار می آيد. اين گماشتگان خاين و فرومايه بر مبنای سابقۀ جنايتکارانه و منافع آزمندانه، هيچ گاه حاضر به ترک صحنۀ سياسی ميهن ويران شدۀ ما نبوده؛ لذا تا آخرين رمق حيات ننگين خويش برخون و اشک و اندوه هموطنان ستم ديدۀ ما معامله گری خواهند کرد. وطنداران آگاه ما بخاطر دارند، که روی همين ملحوظ، بار اول در مضحکه ای بنام « لويه جرگه » و سپس در جلسۀ شورای نامنهاد ملی بر تحميلنامۀ استعماری باداران و ولی نعمتان امريکائی خويش موسوم به « توافقنامۀ ستراتيژيک» مهر تأئيدوتصويب گذاشتند.
سرسپردگان و کاسه ليسان استعمار يکبار سر به گريبان فرو برده، جواب دهند که حضور يازده سالۀ نيروهای اشغالگر در کشور ما و امضای اسارتنامۀ ستراتيژيک برای تداوم بخشيدن چنين حضور ناميمون، خود به معنی تفويض اجازه نامۀ کشتار مردم ما توسط تفنگداران بی مسؤوليت خارجی نبوده و در آينده نيز نخواهد بود؟! آيا همه هموطنان عزيز ما در سرتاسر افغانستان، بخصوص پشتون های آزاديخواه و سربلند در دو طرف خط تحميلی و فرضی ديورند از ده سال و چند ماه به دينسو با جنايات شنيع جنگی و ضد بشری نيرو های استعمارگر امريکائی و پاکستانی مواجه نبوده اند؟! آيا اين جنايات و بيدادگری های وحشيانه سبب نشده است تا سرزمين پُر افتخار ما افغان ها از آمو تا اباسين، از چترال تا اسلام قلعه، به ميدان خون ريزی و ويرانی و آشوبگری بيگانگان مبدل گردد؟!
با صراحت کامل بايد اظهار داشت، که ريختن خون افغان های ملکی چه توسط بمباری های خودسرانۀ نيروهای استعمارگر و چه به وسيلۀ بمب گذاری ها و انفجارات انتحاری مخالفين مسلح، هر دو عمليست ناروا و جنايتکارانه، هر دو عمليست سزاوار لعنت و نفرين، که به هيچ عنوان و هيچ بهانه نمی تواند مورد توجيه و پذيرش انسان خداپرست، آزاديخواه و وطندوست افغان قرار گيرد. انسان کشی، مکتب سوزی، تيزاب پاشی و ساير جنايات جنگی و ضد بشری در کشور ما همه ريشه در مداخلات کشور های استعماری، همسايگان طماع وکشور های مرتجع منطقه و گروه های مزدور جنگی – سياسی ديروز و امروز دارد .
سؤال مبرم و اساسی اينست، که صدور اعلاميه های ميان تهی حکومت دست نشاندۀ کرزی مبنی بر نکوهش و قطع بمباری های باداران شان عليه مردم ملکی و معذرت خواهی های دل ونادل نيروهای اشغالگر، در عمل چه دردی را دوا می کند؟! به عبار ۀ ديگر، اعلاميه های حکومت مزدور کرزی دربارۀ محکوميت کشتار مردم ملکی و معذرت خواهی های غيرصميمانۀ نيروهای ائتلافی نسبت وقوع چنين حوادث بايد تا چه وقت ادامه داشته باشد؟! کشتار های وحشيانۀ کاوبايان امريکائی و ائتلافی نه از ديروز و پريروز ، بلکه از ده سال و يازده ماه به اينسو، ادامه دارد. به علاوۀ ساير حوادث خونين تا حال چند محفل عروسی و جنازه نيز به خاک و خون کشانيده شده است . کودک، زن، پير و جوان ما هيچکدام از دم تيغ مصون نيست . آيا کاوبايان امريکائی به گريه، زاری، هشدار ها و تهديد های کرزی در عمل کوچکترين اعتنائی مبذول داشته اند؟! تا چه وقت بايدخون پاک شهيدان ما در بدل چند دالر، مورد معاوضه و معامله قرار گيرد؟!
جنايات تکان دهندۀ عساکر خارجی و حملات کور انتحاری مخالفين مسلح بايد با توسل به هر وسيلۀ ممکن، هر چه زودتر خاتمه يابد. هموطنان ماتم کشيده و زجر ديدۀ ما از صدور مکرر اعلاميه های پوچ وعوامفريبانۀ مزدوران فرومايۀ کابل و معذرت خواهی های مزورانۀ لشکريان اشغالگر، به ستوه آمده اند. مردم ما سزاوار زندگی مصون و آبرومند اند؛ و آن چيزی نيست جز حق طبيعيی، که نه تنها درهمه اسناد معتبر حقوق بين الملل چون اعلاميۀ جهانی حقوق بشر، ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی، کنوانسيون چهارم ژنيو در خصوص مصونيت افراد ملکی هنگام جنگ و ساير اسناد پُراهميت حقوق بين الملل، بلکه در قانون اساسی دولت مزدور کابل نيز صريحاً تسجيل و تضمين شده است . ( مادۀ بيست و سوم )
در چنين اوضاع و احوال برما افغان های جنگ زده و ستمديده است تا خود دست به کار شده، سرنوشت مردم و ميهن خويش را مطابق به خواست و ارادۀ مان رقم زنيم ؛ و همه با يک وجود و يک آواز در بر چيدن بساط ظلم، خون ريزی، بی عدالتی و فساد از دامن مادروطن، کمر همت بنديم . امر خداوندی۲و تقاضای عقل و منطق نيز همين است . ايستادگی در برابر جنايات اشغالگران خارجی، کشور های مداخله گر همسايه، دولت های مغرض منطقه وگروه های لجوج و جنگ طلب داخلی نيازمندوحدت و يکپارچگی همه نيروهای ملی گرا و وطندوست در کشور است .
فراموش نبايد کرد، که اعتراض لفظی يا اشک ريختن بر کشتار بی رحمانۀ هموطنان ما توسط نيروهای اشغالگر خارجی يا گروه های بی بندوبار داخلی، به هيچ وجه ما را از بار عظيم مسؤوليت و ملامتی در برابر خداوند متعال، مردم و زادگاه مشترک تاريخی مان رهائی نمی بخشد. زمان آن فرا رسيده است تا با کنار گذاشتن کليه اختلافات، کدورت ها، سوء تفاهمات و اندک رنجی ها دينی، مذهبی، لسانی، قومی، قبيله ئی، سمتی، فکری، سياسی و غيره در راه تحقق آرمان مقدس ملی يعنی قطع اين جنگ ضد انسانی و ضد افغانی مجدانه مبارزه نمائيم . در لحظاتی که از ميهن واحد و مشترک ما، افغانستان عزيز، به هر سو خون و آتش می بارد، خاموش نشستن گناه است . نگذاريد تا لشکر ظلم و فساد و جهل ازين بيشتر با سرنوشت مردم و کشور ما بازی نمايند. بايد چارو ناچار تدبيری انديشيد؛ و هموطنان ستم کشيدۀ خويش را ازين فاجعۀ هلاکتبار نجات داد! از شيخ سعدی عليه رحمه، سخنور بزرگ زمانه ها، بشنويد:
بنی آدم اعضای يکديگر اند
که در آفرينش ز يک گوهر اند
تو کز محنت ديگران بيغمی
نشايد که نامت نهند آدمی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ برای ارقام کشته ها و زخمی های ملکی جنگ تجاوزگرانۀ نيروهای امريکائی و ائتلافی در افغانستان، به اين صفحۀ ويکيپيديا، مراجعه نمائيد :
http://en.wikipedia.org/wiki/Civilian_casualties_in_the_War_in_Afghanistan_(2001%E2%80%93present)#Civilian_and_overall_casualties_.282011.29
۲ « . . . ان الله لا يغير ما بقوم حتی يغير واما بانفسهم . . . » ( سورۀ رعد : ۱۱)
لراوبر ویب پاڼه لراوبر يو افغان – تازه خبرونه